|
سه تار شكل ظاهری آن مانند تار است. با اين تفاوت كه شكم آن يك قسمتی، گلابی شكل و كوچكتر است، سطح روی كاسه سه تار نيز چوبی است؛ سه تار امروزی چهار سيم دارد. خرك سه تار كوتاه تر از خرك تار بوده و دسته آن نيز ازدسته تار نازكتر است. سه تار فاقد «جعبه گوشی» است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلويي انتهای دسته (سرساز) و دوتای ديگر درسطح جانبی چپ (درهنگام نواختن درسطح بالايی) كار گذاشته شده اند. ادامه مطلب...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:39 توسط كاوه باقری
|
کمانچه این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است. معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازهها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است. نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارتاند از اردشیر کامکار، داود گنجهای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری وسینا جهان آبادی. کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه میگوییم. و به همین جا اضافه میکند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته میشود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازهها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسهها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست میکنند. کاسههایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته میشوند. استفاده از این کمانچهها در قسمتهای مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچهها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچهها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچهها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم میشوند. کمانچههای پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته میشوند. کاسههای کروی به دو صورت یک تکه و ترکهای هستند، در کمانچههای ترکهای کاسه از به هم چسبیدن ترکههایی که در روی قالب خم شدهاند ساخته میشود. ضخامت این کاسهها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت میگیرد. کاسههای یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی میشود. وزن کاسه از کاسههای ترکهای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچهها زیاد مطلوب نیست، کمانچههایی ساخته میشود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته میشود، این کمانچهها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازههای دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسههای بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسهها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته میشود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته میشود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار میگیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل میشوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده میشود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره میتواند باشد. خرک بر روی پوست قرار میگیرد و سیمها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار میگیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمیشود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازههای کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچهای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:36 توسط كاوه باقری
|
تار سازي ايراني، داراي نشانه هايي از ويژگيهاي اصيل و سنتي و قومي ايران و از كامل ترين سازهاي زهي ايراني است. در اواخر قرن نوزدهم ميلادي در مصر مطرح گرديد. برخي آن را منسوب به فارابي دانسته اند. تار به شكل امروزي سابقه طولاني و دوري ندارد. تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته میشود. در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی محلی رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان بکار میرود.تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته میشود شکل کاسه آن مانند دو دل به هم چسبیده است، تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیمهای آن بیشتر است. تار با مضرابي متشكل از يك تيغه فلزي (از جنس فلز برنج) آميخته با موم نواخته مي شود و از لحاظ صدادهي از انواع كامل آلات موسيقي ايراني است. تار در اركستر از وظيفه اجراي ملودي تا پشتيباني سازها به خوبي برمي آيد، به خصوص كه انواع تار با سيم هاي بم را مي توان بكار گرفت.از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار میتوان به یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و آیتی و هنرمند گرامي فرهمند و رامين جزايري نام برد که ساز ساخته آنها هم ازلحاظ صنعت و زیبایی وهم از لحاظ صدادهی ستودنی است. آموزش ويژه تار 1- هنرجوی مبتدی برای تمرينات خود حتما" بايد از صندلی استفاده کند . زيرا تنها در اين صورت شرايط لازم فيزيكي برای تمرينات صحيح واصولی برای او فراهم خواهد شد . 2- به هنگام نشستن بر روی صندلی ، از تکيه دادن پرهيز شود وحتما"تقريبا"ازوسط صندلی استفاده شود . 3- قرار دادن پای راست بر روی پای چپ ويا استفاده از زير پايی برای دادن ارتفاع لازم به پای راست ضروری است . 4- تمرکز در جهت آرامش فيزيکی بدن وجلوگيری از هرگونه انقباض ، گرفتگی وسفت شدن عضلات بدن از مواردی است که در کليه مراحل تمرينات به صورت خيلی جدی بايد به آن توجه کرد . 1- قرار دادن نقاره روی ران پای راست . 2- زاويه دسته تار تقريبا"10 الی 15 درجه بالا تر از سطح افق قرار بگيرد . 3- دست راست به گونه ای روی کاسه تارتکيه کند که ساعد کاملا" از روی سيم گير عبور نمايد . 4- کف دست روبروی پوست کاسه تار ونرمه کف دست ( گوشت انتهای انگشت شست) بالا ی خرک قرار بگيرد . 5- با شل کردن بالا تنه ، پشت کاسه تار به قسمت سمت راست سينه تکيه نمايد . 6- با رعايت موارد فوق ( نقاره روی ران پا ، ساعد روی سيم گير و تماس سينه با پشت کاسه ) بدون استفاده از دست چپ ، تار کاملا" بايد در حالت تعادل قرار گرفته باشد . 1- چهار انگشت دست راست ( به جز انگشت شست ) کاملا"به يکديگر چسبيده ومجموع آنها در حالت خميده به سمت کف دست بايد قرار داشته باشند ، توجه شود که در کليه مراحل مضراب زدن ، اين چهار انگشت به هيچ وجه نبايد از هم جدا شوند . 2- انگشت اول (سبابه ) کمی باز شده وموم مضراب روی سر انگشت دوم قرار بگيرد وسپس انگشت اول به موم تکيه بدهد . 3- بند اول انگشت شست بدون فشار وصاف روی موم مضراب قرار بگيرد . توجه شود که در کليه مراحل تمرينات، انگشت شست نبايد خم شود ، زيرا اين عمل نشانگر وجود فشار در دست راست است که نسبت به رفع آن حتما" بايد توجه جدی کرد . 4- زاويه مضراب بايد کمی به سمت نقاره منحرف باشد ، زيرا در اين حالت : الف : بيشترين سطح تماس برخورد فلز مضراب با سيم ايجاد شده ودر نتيجه صدا دهی ساز نيز مطلوبترخواهد بود . ب: سطح برخورد فلز مضراب با سيم ها هميشه به صورت مماس خواهد بود و در نتيجه عبور مضراب از سيم ها پس از برخورد با آنهابه سهولت وراحتی انجام می پذيرد. 5- بعد از رعايت موارد فوق ، مضراب با زاويه ای به سمت نقاره از سه جهت ( انگشت اول ، انگشت دوم وشست ) به صورت کاملا"شل وبدون فشار ، مهار گرديده است . روش مضراب زدن برای تار: پس از قرار گرفتن دست راست روی کاسه و گرفتن مضراب به نحوی که در قبل گفته شد ، به وجود آوردن آرامش و جلوگيری از هر گونه انقباض در دست راست (کتف ، بازو و ساعد) از نکات اوليه مضراب زدن ميباشد.برخلاف آنچه که هنرجويان ميِپندارند ، هيچگونه نيرو يا فشاری برای عمل مضراب زدن نبايد اعمال شود (زيرا در اين صورت نوازنده ای که يک ساعت تار مينوازد بايد با خستگی عضلات مواجه شود که در واقع اين طور نيست.) اعمال هر گونه نيروی زائد و فشار در حين مضراب زدن ، نه تنها باعث سفتی دست راست خواهد شد ( در بخش آموزش دست چپ خواهيد ديد که انقباض دست راست باعث سفتی دست چپ نيز خواهد شد ) ، بلکه اثر منفی در صدا دهی ساز نيز خواهد داشت. تنها شيوه صحيح مضراب زدن استفاده از سنگينی و وزن دست راست ميباشد. برای رسيدن به اين مهم رعايت نکات ذيل ضروری است. 1- در تار حرکت از بالا به پايين مضراب را "راست " و از پايين به بالا را "چپ" مينامند. 2- قبل از مضراب زدن کف دست کاملا ً بايد به طرف پوست قرار داشته باشد. 3- بعضی از هنرجويان به غلط عادت دارند نوک مضراب را به سمت بالا نگه دارند . مضراب قبل از شروع حرکت به سمت بالا تقريباً بايد عمود بر سيمها قرار داشته باشد. 4- برای استفاده بهينه از وزن دست ، به هنگام مضراب زدن ، دادن ارتفاع لازم به دست راست (مضراب حداقل تا سيم بم بايد بالا بيايد.) ضروری است زيرا در اين حالت دست از حداکثر وزن و نيروی ثقل برخوردار ميباشد و به هنگام برخورد با سيم صدايی مطبوع ، عميق و حجيم به وجود خواهد آمد که باعث هيچگونه سفتی و فشار نيز در دست نخواهد شد. برخلاف آنچه که هنرجويان تصور ميکنند ، صدای قوی در تار ، ارتباطی به محکم زدن مضراب ندارد. ريشه به وجود آمدن صدای حجيم ، در انتقال صحيح نيروی ثقل و وزن دست به وسيله مضراب بر روی سيم ها ميباشد. واضح است که با ارتفاع کم مضراب ، به هيچ وجه نيروِيي به وجود نخواهد آمد و صداها پوک خواهند شد. هنرجويان بايد دقت نمايند که از مضراب زدن با ارتفاع کم اکيداً خووداری کنند. تاثير تمرکز بر روی نحوه انتقال نيروی ثقل دست به وسيله مضراب بر روی سيمها ، از نکات بسيار مهم در عمل مضراب زدن ميباشد و هنرآموزان بايد به صورت مدام اين امر مهم را به هنرجويان تذکر دهند. 5- پس از دادن ارتفاع لازم به دست و مضراب که اين عمل با چرخش کامل مچ به سمت بالا خواهد بود ، وزن دست را به يکباره با دادن زاويه لازم به مضراب ( برای جلوگيری از برخورد با سيمهای ديگر) بر روی سيمها ( DO ياSOL ) تخليه می کنيم و پس از برخورد مضراب با سيمها بايد توجه داشت که مضراب به هيچوجه پايين تر نرود و درست در زير سيمها توقف کند. 6- توجه شود در عمل مضراب زدن ، ساعد به هيچوجه روی سيم گير نبايد تغيير مکان بدهد. 7- تماس پوست نرمه کف دست با خرک ، به هنگام مضراب زدن ، در شکل گيری صحيِح اين عمل تاثير مثبت دارد. 8- سفت گرفتن مضراب باعث کندن سيمها و توليد صدای ناهنجار خواهد شد . مضراب بايد کاملاً شل باشد تا برخورد آن با سيمها به صورت مماس انجام شود. 9- هنرجويان ميبايست بين 2 تا 3 جلسه مطالبی را فقط با مضراب راست و به صورت کند ( از سريع و پشت سر هم مضراب زدن خودداری شود زيرا در اين صورت دست ، زمان لازم را برای دادن ارتفاع به مضراب نخواهد داشت.) تمرين کنند و سپس به مضراب چپ بپردازند. 10- برای مضراب چپ ، مضراب دقيقاً از زير سيم ها ( جاييکه مضراب راست خاتمه پيدا کرده بود.) به صورت شل که باعث کندن سيمها نشود ، به سمت بالا حرکت ميکند. پايان مسير حرکت مضراب چپ ، حداقل حدود سيم بم است . يعنی جاييکه حرکت راست بعدی شروع خواهد شد. برای رسيدن به بهترين نتيجه در نوازندگی تار وسه تار ، رعايت موارد ذيل در تکنيک دست چپ ، مهمترين نقش را ايفا ميکنند. قبل از هر چيز توضيح چند مورد ضروری می باشد. الف - با استقرار صحيح کاسه تار روی پا، وزن دسته تار به هيچ وجه روی دست چپ نوازنده نخواهد بود اما در سه تار وزن دسته روی دست چپ نوازنده ميباشد. ب - نحوه گرفتن ساز به گونه ای بايد باشد که پرده ها ، فقط از پشت دسته قابل رويت باشند . ج - زاویه نگاه هنرجو هميشه بايد به سمت دست چپ باشد. د - دست چپ در آرامش کامل باشد که این امر رابطه مستقيم با راحتی دست راست خواهد داشت . 1- وضعيت بازو ، ساعد و مچ دست : دست چپ به گونه ای بايد دسته ساز را بگيرد که ساعد و بازو به هيچ وجه حالت افتادگی نداشته باشند. به اين معنی که ساعد ، مچ و کف دست همگی در يک راستا و بازو جدا از تنه نوازنده ولی در امتداد آن قرار داشته باشند.برای اطمينان از صحيح بودن شکل بازو و ساعد ، هنگام گرفتن پرده RE ( زير خط اول حامل) بازو کاملا جدا از تنه هنرجو و ساعد با زاويه حدود 80 درجه نسبت به دسته بايد قرار داشته باشد و به هنگام حرکت دست به سمت پرده های انتهايی دسته ، در طول حرکت ساعد هميشه تقريباً عمود بر دسته ساز و بازو در امتداد تنه حرکت کند و به هنگام رسيدن به پرده SOL (بالای خط پنجم حامل ) ساعد با زاويه تقريبی 45 درجه نسبت به دسته و بازو به تنه هنرجو برخورد نمايد. 2- نحوه قرار گرفتن دسته ساز : دسته ساز بر روی قسمت سفت انتهای انگشت اول بايد قرارگيرد برای جلوگيری از لغزش و سر خوردن دسته ساز بر روی بند سوم انگشت اول ، دست بايد به گونه ای قرار گيرد که کمی شيب رو به بالا داشته باشد.بايد توجه داشت که در اين حالت انگشت اول بايد کاملاً آزاد باشد و دسته به هيچ وجه نبايد روی بند سوم انگشت اول تکيه کند زيرا در اين صورت از طول مفيد انگشت اول کاسته خواهد شد که نه تنها انگشت گذاری برای انگشت اول راحت نخواهد بود بلکه در حرکت انگشتان دوم و سوم نيز اثر نامطلوب ايجاد خواهد شد. 3- انگشت گذاری انگشت اول : به هنگام انگشت گذاری انگشت اول هر سه بند انگشت اول کاملاً خم شده و گوشت نوک انگشت اول پشت پرده قرار ميگيرد . بايد توجه شود که انگشت به هيچ وجه روی پرده نرود زيرا در اينصورت صدا خفه و نامطلوب خواهد بود. در اين حالت از حرکت انگشتان دوم و سوم به زير دسته بايد جداً پرهيز شود که اين خود نشانه فشار زائد دست چپ ميباشد. در اين حالت به هنگام انگشت گذاری بر روی سيم DO ، انگشتان دوم و سوم بايد روبروی سيم DO ، و به هنگام انگشت گذاری بر روی سيم SOL ، انگشتان ديگر بايد روبروی سيم SOL قرار داشته باشند. 4- وضعيت شست: شست دست چپ هميشه از اين قوانين پيروی ميکند . الف - هر جا که انگشت اول قرار بگيرد ، شست نيز پشت همان پرده قرار ميگيرد. ب - هرگونه خم شدن شست نشان از فشار زائد روی دسته ساز است که در آينده موجب کندی در حرکت دست چپ خواهد شد . ج - بين انتهای شست و محل قرار گرفتن دسته ساز روی دست ، فضايی به اندازه عبور يک خودکار بايد وجود داشته باشد. د - به هنگام حرکت دست در امتداد دسته ، شست هميشه بايد به موازات انگشت اول روی دسته ساز سر بخورد. 5- روش انگشت گذاری برای انگشتان دوم و سوم : به هنگام انگشت گذاری انگشت دوم ، انگشت اول و به هنگام انگشت گذاری انگشت سوم ، انگشت اول و دوم ، حتماً بايد در محل استقرار خود ثابت بوده و به هيچ وجه از روی پرده های مربوطه بلند نشوند ( مگر دستوری اين قانون را نقض کند.) عادت به اين تکنيک نقش بسيار مهمی در توانمندی دست چپ ايفا می کند.لازم به ياد آوری است که خم شدن بند انگشتان و قرار گرفتن گوشت نوک انگشتان در پشت پرده ها ، همانند تکنيک انگشت گذاری انگشت اول ، برای انگشتان دوم و سوم نيز صدق می کند.در اين نوع انگشت گذاری ، در اوائل تمرينات ممکن است کمی فشار به دست چپ وارد شود که ناشی از باز شدن فاصله بين انگشتان است که امری طبيعی است ، ( مانند فشاری که ژيمناستها برای باز شدن فاصله بين دو پای خود به پاهايشان وارد میکنند.) و با ادامه تمرينات برطرف خواهد شد. 6- نحوه برداشتن انگشتان از روی پرده ها : به هنگام برداشتن هر انگشت از روی هر پرده بايد توجه داشت که انگشت فقط سيم را بايد رها کند و چند ميلی متر به صورت عمودی از سيم فاصله بگيرد و به هيچ وجه عقب تر نرود.به علت خسته شدن انگشتان تحت فشار وارده برای گرفتن پرده ها ، به هنگام بلند شدن انگشت از روی پرده ، ميل به عقب رفتن انگشتان وجود خواهد داشت که بايد جداً از آن جلوگيری کرد تا اين امر تبديل به يک عادت نشود . این قضيه در سرعت انگشت گذاری يک نوازنده نقش بسيار مهمی دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 13:38 توسط كاوه باقری
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
نویسندگان
دوستان
غزلیات مولانا مستانه موسیقی ایرانی برنامه گلها فرشته زمینی دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم اکسیر تار و سه تار خرد ایرانی ای عشق مدد کن عشق پنجره جویبار لحظه ها جاریست دل مجنون آريا بوم هنر و موسيقي گلهاي رنگارنگ نواي سياوش خانه موسيقي ديوان اشعار پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ همايون شجريان اساتيد آواز ايران دل آواز استاد محمدرضا شجريان سرود مهر آرشیو وبلاگ دوستان آرشیو
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
|
