|
نام آلبوم : همایون مثنوی دستگاه : همایون ومرکب خوانی اجرا : آذرماه 1363 خواننده : محمد رضا شجریان سنتور : منصور صارمی 1. تکنوازی سنتور 4:45 2. سازوآواز درآمد همایون (فرازهای اول و دوم ) شعر عراقی 4:52 3. ادامه ی سازوآواز چکاوک (فرازهای اول و دوم )-حصار- بیات راجع-عشاق-شور- رضوی-جامه دران-فرود به همایون 16:32 4. ادامه ی سازوآواز قرائی-رهاب-عراق-نهیب-حزین-جامه دران وفرود 10:29 5. ادامه ی سازوآواز بختیاری و نی داوود شعر عراقی 3:26 6. ادامه ی سازوآواز دیلمان همایون-عشاق وفرود به همایون شعر عراقی 5:22 7. ادامه ی سازوآواز مثنوی همایون و بیدادوعشاق-شوشتری شعر فیض کاشانی 7:43
مسترینگ و تدوین دیجیتال : استودیو بل/ریموند موسسیان،همایون شجریان طرح : مژگان شجریان
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 23:54 توسط كاوه باقری
|
آواز آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که میتوان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و میتواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. بهطور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه چهارم آن بوده و دارای نت شاهد و ایست ((ر)) میباشد (در شور سل). بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش میکند و در نهایت روی همان نت میایستد. بهطور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش روش ایست دستگاه اصلی (در اینجا شور) باز میگردد. آواز های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی 5تا هستند و عبارتند از: · آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور · آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور · آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور · آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور · آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون · آواز شوشتری، متعلق به دستگاه همایون ادامه مطلب...
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:43 توسط كاوه باقری
|
خزان و آرزو - ایرج بسطامی
دریای بی پایان - گروه دستان و سالار عقیلی
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 18:26 توسط كاوه باقری
|
کهن ترین همنوازی جهان در ایران در کاوشی که بین سالهای 1961 تا 1966 میلادی در تپه «چغامیش» خوزستان (نزدیک دزفول) به دست پرفسور«دلوگاز» و«هلن. جی. کانتور» [1] صورت گرفته است، سندی پنج هزار ساله به دست آمده است که کهنترین همنوازی (ارکستر) جهان را در خود به یادگار دارد. ادامه مطلب...
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10:15 توسط كاوه باقری
|
نام آلبوم : ساز قصه گو دستگاه : ساز قصه گو: سه گاه کنسرت بزرگداشت حافظ: شور خواننده : محمد رضا شجریان سرپرست گروه : استاد فرامرز پایور همنوازان : فرامرز پایور سنتور هوشنگ ظریف تار محمد دلنوازی تار حسن ناهید نی مجتبی میرزاده ویلن فرهاد پور ویلن پروین صالح ویلن آلتو پروین شکالور ویلن آلتو منوچهری بربط محمد اسماعیلی تنبک تار : داریوش پیر نیاکان
1. مقدمه سه گاه ساخته استاد فرامرز پایور 3:42 2. آواز وسنتور در آمد سه گاه- زابل 9:16 3. قطعه ضربی سنتور 1:59 4. آواز وسنتور مویه غزل حافظ 4:45 5. سازوآواز مخالف- مغلوب- فرود و جامه دران غزل حافظ 7:51 6. تصنیف" ساز قصه گو" ساخته استاد فرامرز پایور کلام آذر 10:44 7. رنگ سه گاه ساخته استاد فرامرز پایور 1:41 8. تکنوازی سه تار 2:32 9. قطعه ضربی ( پیش درآمد شور) ساخته ی پیرنیاکان 5:27 10. سازوآواز در آمد شور( فرازهای اول و دوم)-حجاز- اوج- فرود غزل حافظ 10:37 11. ادامه سازوآواز سلمک- قرچه- رضوی- حسینی- سلمک و فرود غزل حافظ 5:59 12. تصنیف"شیدای گیتی" ساخته ی شجریان غزل حافظ 4:21
Total Time : 68:53
طرح : مژگان شجریان
از اینجا دانلود کنید
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:3 توسط كاوه باقری
|
نام آلبوم : آسمان عشق دستگاه : سه گاه اجرا : مهر 1370 خواننده : محمد رضا شجریان همنوازان گروه آوا : داریوش پیر نیاکان تار جمشید عندلیبی نی مسعود شناسا سنتور محمد فیروزی بربط سعید فرج پوری کمانچه-غژک همایون شجریان تمبک
2. ساز و آواز( شعر عطار) درآمد سه گاه (فرازهای اول و دوم و سوم)- زابل-مویه- قرچه- رضوی(فرازهای اول و دوم)- فرود 13:43 3. تصنیف می دانم ( شعرمولانا) ساخته شجریان 6:45 4. چهار مضراب مخالف ساخته فرج پوری 4:06 5. ادامه ساز و آواز( شعر عطار) مخالف(فرازهای اول و دوم و سوم)- مغلوب- پس مخالف- فرود 9:31 6. ادامه ساز و آواز( شعر عطار) دوبیتی در سه گاه و پهلوی و مغلوب و فرود 7:23 7. تصنیف آسمان عشق( شعرمولانا) ساخته شجریان 7:10
مسترینگ و تدوین دیجیتال : اتودیو بل/ ریموند موسسیان،همایون شجریان طرح : مژگان شجریان
از اينجا دانلود كنيد
آموزش دانلود از rapidshare
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:9 توسط كاوه باقری
|
اسرار عشق ، مايه اصفهان كنسرت سيزدهم ، بهمن ماه ۱۳۸۶ همايون شجريان و گروه دستان آهنگساز سعيد فرج پوري
از اينجا دانلود كنيد
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:47 توسط كاوه باقری
|
1- تئوري موسيقي ادامه مطلب...
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:9 توسط كاوه باقری
|
سه تار شكل ظاهری آن مانند تار است. با اين تفاوت كه شكم آن يك قسمتی، گلابی شكل و كوچكتر است، سطح روی كاسه سه تار نيز چوبی است؛ سه تار امروزی چهار سيم دارد. خرك سه تار كوتاه تر از خرك تار بوده و دسته آن نيز ازدسته تار نازكتر است. سه تار فاقد «جعبه گوشی» است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلويي انتهای دسته (سرساز) و دوتای ديگر درسطح جانبی چپ (درهنگام نواختن درسطح بالايی) كار گذاشته شده اند. ادامه مطلب...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 14:39 توسط كاوه باقری
|
در پی دلنگرانیهای شما عزیزان بر آن شدیم تا هرچند کوتاه پیامی از ایشان را برای شما علاقهمندان تهیه نماییم. برای مشاهده پیام استاد شجریان اینجا کلیک کنید. برای دریافت فایل با حجم کمتر اینجا کلیک کنید.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 1:38 توسط كاوه باقری
|
استاد محمدرضا شجریان در سلامت کامل هستند و سپاسگزار همه کسانی که جویای حالشان شدهاند. روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز اعلام کرد استاد شجریان که به علت ناراحتی ریوی یکشنبه 21 بهمن در بیمارستان کسری در تهران بستری شده بودند؛ پس از انجام معالجات پزشکی به بخش منتقل شده و در حال حاضر، حال عمومی ایشان خوب و در سلامت کامل هستند و بزودی نیز از بیمارستان مرخص خواهند شد. استاد شجریان امروز صبح نیز از همه کسانیکه به صورت حضوری و تلفنی جویای حالشان شدند، سپاسگزاری کردند. روابط عمومی دل آواز همچنین اعلام کرد استاد بزودی برنامه آتی کنسرتهایشان را هم به اطلاع علاقهمندان خواهند رساند. منبع:دل آواز
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 17:25 توسط كاوه باقری
|
سرگذشت موسیقی واژه ی «موسیقی»، یا «موزیک» که گاهی در ادبیات فارسی از آن با «موسیقار» نیز یاد شده است واژهای یونانی است، که پس از ترجمه ی کتابهای علمی یونانی به زبان عربی، در این زبان داخل شد، و چون بیشتر نویسندگان این کتابها ایرانی بودند، البته در زبان فارسی هم گاهی به همانگونه به کار گرفته می شد. تا آنکه امروز هم آن را به رسمیت شناخته اند و در نوشته ها و گفتارها به کار می برند.این واژه از ریشه ی لاتین «Musa» گرفته شده است که فرشته ی هنر و دانش و الهه ی نغمه و سرود است. ادامه مطلب...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:37 توسط كاوه باقری
|
همایون شجریان از کودکی همراه پدر در کنار بزرگان موسیقی ایران بوده . و با آنان بر روی صحنه های بیشماری خوش درخشیده است. ولی این بار سمت و سوئی دیگر یافته و چهره دیگری را از خود به نمایش گزارده. گروه دستان یکی از نادر ترین گروه های موسیقی ایران است که وقتی به تماشای کارشان مینشینی از مجموعه گروه یک صدا میشنوی و یک کار گروهی ناب را میبینی حتی زمانی که اعضای گروه به تک نوازی میپردازند ویا نوازندگان کوبه ئی های گروه فقط ریتم های زیبا وپیچیده ملودیک را بنمایش میگذارند.هر گز به جز دستان حس نخواهی کرد .و اکنون هر چه از همکاری همایون شجریان با دستان بیشتر میگذرد او نیز همنواتر با دستان میخواند ویک کار گروهی خالص را بنمایش میگذارد.در انتهای کنسرت زمانی که تصنیف وطن اجرا میشد جمعیت حاضر در سالن در حالی که دست بر روی قلب هایشان نهاده بودند هماوای هنرمندان بیاد وطن خواندند کنسرت لندن یکی از بهترین کنسرت های دهه اخیر بود که شاهد آن بودیم. گفتنی است: منبع : دل آواز
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:17 توسط كاوه باقری
|
از جمله دوستان اديب مرتضي خان محجوبي نوازنده بي بديل پيانوي ايراني، موسي خان معروفي كه سبب آموختن ساز سه تار اديب گرديدو رضا روان بخش كه سبب آشنايي اديب با تنبك نوازي وريتم گرديد . از سال 1304 به بعد كه كار ضبط صفحات گرامافون 78 دور رونق يافت از اديب جوان نيز كه در محافل ادبي شهرت فراوان يافته بود براي ضبط صدايش دعوت شد و درطي سالهاي متمادي كمپاني هاي آلماني و انگليسي از او صفحه ضبط كردند . اين صفحات بيشتر آواز وبه همراه سازهايي چون پيانوي مرتضي خان محجوبي و تار موسي خان معروفي و ويلون پرويز ياحقي بود و اديب را به همراه قمرالملوك وزيري ورضاقلي خان ظلي وتاج اصفهاني به عنوان صادقترين راويان موسيقي ايراني شناخته شدند . در سال 1310 هجري شمسي صفحاتي با تار عبدالحسين برازنده كه از شاگردان مكتب درويش بود ضبط كرد كه از آن جمله صفحه بيات اصفهان كه در گام سل خوانده است . جمعا حدود هفتاد صفحه از صداي گرم و پور شور وي ضبط شد ونام اديب خوانساري همه جا در محفل ذوق وهنر بر سر زبانها افتاد . بسياري از صفحات اديب با مطلع اشعاري كه خوانده شهرت يافته اند از جمله حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت در سه گاه يا خوفتن عاشق يكي است بر سر ديبا و خارخوشتر از دوران عشق ايام نيست در نوا يا زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم آواز كرد بيات همراه با ويلون حسين ياحقي كه بارها الگوي تقليد واقتباس خوانندگان بعدي از جمله غلامحسين بنان بنا به تصريح خود وي قرار گرفته است . داريوش پير نياكان نقل مي كند: مرحوم اديب ساليان سال با راديو همكاري داشته وحتي در آنجا كلاسي هم دايركرده بودند كه خوانندگان جواني كه ميآمدند راديو واز صداي خوبي برخوردار بودند وپيش اديب خوانساري كار ميكردند از جمله محمودي خوانساري است كه پيش اديب كار كرده وبعدها خانم هنگامه اخوان كه پيش ايشان كار كرده وخيلي هاي ديگه كه ما به اسم آنها بسنده ميكنيم. اديب از سال 1303 تا سال 1309 گاه در اصفهان گاه در تهران به سر ميبرد . در سال 1309 وارد خدمات دولتي شد وكار اداري خود را از 16 مهرماه 1309 در بلديه تهران كه همان شهرداري امروزيست آغاز كرد . وي كماكان فعاليتهاي هنري خود را از جمله ضبط صفحه ، كنسرت در تهران و شهرستانها دنبال ميكرد . حشرو نشر دائم با اهل موسيقي وهمكاري صميمانه اديب با اسماعيل مهرتاش موجب تاسيس جامعه در سال 1305 گرديد واديب بارها در سالهاي اول تاسيس در اين جامعه آوازهايي چون ليلي و مجنون را اجرا نمودومورد استقبال فراوان قرار گرفت و اين جامعه با همكاري اديب ، صبا و چند هنر مند ديگر تا سالهاي آخر دهه 1320 رونق ورواج داشت . داريوش پير نياكان : و من خودم هم خدمت مرحوم اديب رسيده بودم . ياد دارم اولين باري كه آزموني گذاشته شده بود كه بعد از اولين روزهاي انقلاب بود ، در راديو شورايي تشكيل شده بود كه براي نوازنده گان درجه هنري براي گرفتن حقوق و حكم حقوقي صادر كنند يك آزموني گذاشتند كه در آن شورا ياد دارم كه مرحوم جواد معروفي ، مرحوم اديب ، مرحوم بهاري ، مرحوم تجويدي و يكي دو نفر ديگه كه الان خاطرم نيست حضور داشتند.كه آنجا من اولين بار خدمت مرحوم اديب رسيدم ، اين مطلب كه عرض ميكنم مربوط به سال 58 است . همان جا هم گفتند كه چي ميخواهي بزني كه من گفتم كه راست پنجگاه ميزنم گفت مگه راست پنچگاه هم بلد هستي گفتم اگه اجازه بدين ميزنم وشروع كردم به راست پنجگاه زدن بعد ايشان يك پنچگاهي خواند گفت اين را با ساز جواب بده ببينم ومن هم دوباره زدم براشون خيلي خوشحال شد و شروع كرد به تشويق بنده و خوب من در سن خيلي جواني بودم و گفت كه من خيلي خوش حالم كه در بين جوانها كساني هستند كه راست پنجگاه را بلدند چون اينها دستگاههايي است كه امروزه من از نوازنده گان نميشنوم و بسيار ما را تشويق كردند و بعدها هم چند بار ايشان را زيارت كردم بسيار مرد مهربان و نازنيني بودند و هر دفعه كه من خدمت ايشان رسيدم جز تشويق و راهنمايي از ايشان نديدم . دكتر شاهين فرهت : اديب خوانساري الان كارهايي كه من خود از ايشان دارم با مرحوم عبادي خيلي كار ميكردند با مرتضي محجوبي و با خالدي و با نوازندگان هم عصرشان همكاري داشتند . هيچ وقت ياد ندارم كه با نوازنده درجه دو و سه و غير معروف كار ضبط كرده باشه .
اديب از دوستداران و هواداران عارف قزويني بود و به روح وطن پرست عارف عشق ميورزيد وبه مناسبت اين اسطوره عشق به ايران و ايراني كنسرت باشكوهي به ياد و بزرگداشت عارف برگذار نمود كه به نام يك شب به ياد عارف استقبال فراواني از آن شد . اديب در آن شب اشعار متعددي از عارف خواند از جمله شعري كه عارف در سال 1293 شمسي دراوايل جنگ جهاني اول در شب 28 ذيحجه در آواز ابوعطا خوانده بود، روحش شاد. "برگرفته از برنامه آواي ايراني با كمي دخل وتصرف"
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:18 توسط كاوه باقری
|
کمانچه این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است. معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازهها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است. نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارتاند از اردشیر کامکار، داود گنجهای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری وسینا جهان آبادی. کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه میگوییم. و به همین جا اضافه میکند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته میشود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازهها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسهها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست میکنند. کاسههایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته میشوند. استفاده از این کمانچهها در قسمتهای مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچهها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچهها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچهها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم میشوند. کمانچههای پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته میشوند. کاسههای کروی به دو صورت یک تکه و ترکهای هستند، در کمانچههای ترکهای کاسه از به هم چسبیدن ترکههایی که در روی قالب خم شدهاند ساخته میشود. ضخامت این کاسهها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت میگیرد. کاسههای یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی میشود. وزن کاسه از کاسههای ترکهای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچهها زیاد مطلوب نیست، کمانچههایی ساخته میشود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته میشود، این کمانچهها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازههای دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسههای بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسهها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته میشود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته میشود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار میگیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل میشوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده میشود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره میتواند باشد. خرک بر روی پوست قرار میگیرد و سیمها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار میگیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمیشود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازههای کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچهای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:36 توسط كاوه باقری
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 17:47 توسط كاوه باقری
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 22:58 توسط كاوه باقری
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:53 توسط كاوه باقری
|
گروه «دستان» برای اولین بار پروژه خود را در تهران استارت زد و اولین تمرینات برای اجرای یک تور کنسرت طولانی را در بزرگترین اتاق دفتر انتشارات «دل آواز» با فشردگی زمانی هرچه بیشتر به اجرا گذاشت. هرچند که این نوازندگان کمتر از دو هفته وقت دارند که هم با یکدیگر و هم با شجریان جوان هماهنگ شوند اما تجربه آنها به عنوان مهمترین پشتوانه، نگرانیهاشان را از بین برده است. اگر چه دستان بزرگترین غایب کنسرتهای امسال در ایران بود اما آنها نیز سال پرکاری را پشت سر گذاشتند: اجرای کنسرت در فستیوال فز، تور کنسرت در آمریکای شمالی به همراه «سالار عقیلی» و اکنون نیز در آستانه تور کنسرتی در اروپا به همراه «همایون شجریان». اما شجریان جوان که به هیچ وجه نمیتوان منکر هیجان وصفناپذیرش برای استقلال هنری شد. او امسال را در کنار پدر و در کنسرتهای اروپا و آمریکا آغاز کرد و در تابستان نیز با گروه «آوا» تجربهای دیگر را در هیات یک تمبکنواز و یک همخوان گذراند. اما اکنون او کانون توجه صحنه خواهد. خوانندهای جوان از طایفه «شجریان».
دستانیها که کمتر میتوان یکجا با همهشان همکلام شد، پس از تمرین ساعتی را به گپ و گفت با فرهنگ و آهنگ گذراندند که گزارش مشروحی از این گفت و شنود، روز دوشنبه اول بهمن روی خروجی این پایگاه خبری منتشر خواهد شد.
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 15:33 توسط كاوه باقری
|
زنده ياد استاد اسماعيل اديب خوانساري قسمت اول: استاد اسماعيل اديب خوانساري زاده خوانسار است شهري كهن در مركز ايران كه بين اراك و اصفهان در جنوب گلپايگان در منطقه اي سرسبز كوهستاني ييلاقي و خوش آب و هوا و پر از آب و درخت و چشمه سارقرار گرفته است . اديب استاد مسلم موسيقي آوازي ايران از اين خطه بر خواسته است زادگاه اديب خطه اي بود كه از دير باز مركز علم و صوت و تقرير و بيان به شمار ميرفت مكاتب و مدارس قديمي آن شهرت داشته و تعداد افراد با سواد آن از جمله فقها و علما و مولفات تدوين شده توسط آنها از اهميت علم در اين خطه حكايت دارد . خوانسار در تمام ادوار تاريخي خواستگاه چهره هاي برجسته در زمينه هاي علمي و ادبي و هنري بوده است دكتر باستاني پاريزي دانشمند و مورخ و اديب و شاعر و استاد دانشگاه در رابطه با زادگاه اديب خوانساري مينويسد اگر خوانسار به جاي دهه ها روحاني و خطاط و شاعر مثل زلالي خوانساري و بخشي خوانساري و محمد باقر خوانساري صاحب روضات و احمد سهيلي خوانساري شاعر و هنر دوست تنها همين دو خواننده معروف اديب خوانساري و محمودي خوانساري را داشت باز هم براي ابراز فضيلت آن كافي بود . اسماعيل اديب خوانساري در روز عيد قربان سال 1320 هجري قمري مطابق با سال 1280 هجري شمسي كه سالي كبيسه بود در خانواده اي اهل علم و تقوي و معلوم و روحاني ديده به جهان گشود پدرش محمود ابن ابا القاسم خوانساري از روحانيون خوانسار و نيز از خوشنويسان برجسته و به نام زمان خود و مادرش سيده فاطمه بانويي متدين و مهربان و با صفا و تنديسي از ايثار و رافت بود . اديب در نوجواني مطالعه آثار شعراي بزرگ فارسي زبان چون حافظ و سعدي و مولانا و عشق به شعر و موسيقي در وجودش رخنه كرده و اشعار شعرا را مخفيانه با آواز خوشش ميخواند . اديب خوانساري يكي از خوانندگان متاخر و از اولين كساني است كه زماني كه راديو ايران تاسيس شده شروع به همكاري با راديو ايران كرده و تقريبا ميشود گفت كه هم دوره مرحوم تاج است و هر دوي اينها شاگرد مرحوم سيد رحيم بودند . مرحوم اديب خوانساري نقل مي كند 10 ساله بودم كه به اصفهان آمدم و پيش سيد رحيم رفتم .استاد خوانساري بعد از آن پيش مرحوم شاكر حبيب حاجي هم كار كرده كه ايشان هم يكي از خوانندگان به نام و صاحب سبك اصفهان است و ميشود گفت كه اديب تقريبا جز كساني است كه به مكتب اصفهان و در شيوه خوانندگان اصفهان ميخواند .در شهر كوچك خوانسار در سالهاي طفوليت اديب گرامافون وجود نداشت و روزي كه استاد مخفيانه از پدر خود گرامافون با چند صفحه خريد با شنيدن آوازهاي طاهر زاده و ديگر خوانندگان آن ايام به شوق آمد و آن نواها برايش منبع الهام شد هر روز آوازهاي طاهر زاده را گوش ميداد و از آن صفحات تقليد ميكرد تنها آرزويش آن بود كه معلمي پيدا كند و نزد وي تعليم بگيرد تا آنكه عالمي روحاني به نام عندليب گلپايگاني كه از دوستان پدرش بود به خوانسار آمد وي خطيب و واعظ و اهل منبر و مردي بسيار دنيا ديده و سفر كرده بود قريحه اي خوش داشت و صدايش بم و بسيار گيرا بود در موسيقي و ادب و حكمت صاحب نظر بود با شنيدن صداي اسماعيل نوجوان وي را تشويق به آواز نمود و خود اولين معلم وي شد اديب روز به روز مسلط تر ميشود . عندليب كه بعدها نام تولايي را بر خود انتخاب نمود مدت 4 سال اديب را تعليم داد تا جايي كه ديگر براي آموختن به شاگردش چيزي نيافت در اين هنگام اديب بر خلاف ميل پدرش به شهر هنر پرور اصفهان كه مركز موسيقي و هنر آن دوره بود رهسپار شد در زمان ورود به اصفهان در رشته آواز استادان برجسته اي از جمله مرحوم سيد عبد الرحيم اصفهاني كه نام دار ترين استاد آواز در مكتب اصفهان و خواننده مخصوص ذل السلطان بود . همچنين ميرزا حسين ساعت ساز معروف به خضوعي ، حبيب اصفهاني معروف به حبيب شاطر حاجي و ديگران كه هر يك در كار آواز ايراني سرآمد و يكتا بودند رونق صد چندان و عيار هنر آواز اصفهان داده بودند . اديب در 18 سالگي به مدت دو سال هر روز به محضر آقا سيد عبد الرحيم ميرفت و از محضر وي استفاده ها برد و هر روز گوشه اي و نكته اي تازه ميآموخت و علاوه بر اين دائما به صفحات آواز سيد حسين طاهر زاده شاگرد غير مستقيم آقا سيد عبد الرحيم گوش ميداد . مرحوم اديب يك دوره صفحاتي پر كرده كه سنين جواني مرحوم اديب از سال 1312 است كه ميشود گفت در اين زمان اديب 27 ،8 ساله بوده كه اين صفحات را پر كرده و با تار مرحوم معرفي و ويلون مرحوم حسين يا حقي كه دايي آقاي پرويز يا حقي ميشوند . آقاي حسين يا حقي كه يكي از نوازندگان خوب كمانچه و ويلون بوده كه آن صفحات قديمي را اديب با اين دو استاد ضبط كرده و بسيار زيبا خوانده.در هنگام برگزاري كلاس هاي آقا سيد عبد الرحيم با همتاي هم سن و سال خود سيد جلال الدين اصفهاني معاشرت و دوستي داشت . تاج جوان نيز روحاني زاده و در لباس روحانيت بود دوستي اديب و تاج از محضر درس آقا سيد عبد الرحيم آغاز شد و تا زمان خاموشي هر دو به فاصله دو ماه از يكديگر ادامه يافت دوستي سرشار از خلوص و ارادت و عشق به هنر .
اديب در 20 سالگي رديف آوازي ايران را در مكتب اصفهان فرا گرفت و با صداي صاف و رسا و دلنشين خود اجرا نمود قريحه فوق العاده اديب استادش را ترغيب كرد تا وي را در سال 1300 هجري شمسي به محضر نائب اسدالله معرفي كند نائب اسد الله اديب را با شيوه هاي مختلف همراهي ساز و با آواز و جواب آواز به خوبي آشنا كرد . دكتر منوچهر جهان بگ لو موسيقي دان و محقق در مقدمه اي تحت عنوان پژوهش در مكاتب آوازي ايران مندرج در ياد نامه استاد محمود كريمي مينويسد : پيشكسوت و معلم پر آوازه و آگاه هنر آواز در مكتب اصفهان مرحوم سيد رحيم است كه شاگرداني داشت نظير قاضي عسگر ، تاج اصفهاني ، شهاب مظهر ، طاهر زاده و اديب خوانساري و نيز حبيب شاكر حاجي كه بعد از تكميل هنر خود به شيراز رفت و مروج و ايجاد كننده سبك هنر در مكتب اصفهان در شيراز گرديد و به دنياي هنر موسيقي ايران عرضه داشت اديب پس از مهاجرت استادش ميرزا حبيب اصفهاني به شيراز رهسپار شد و رهسپار زادگاه حافظ گرديد و مدتي به حضور استاد خود رسيد . استاد همايون خرم مي گويد : من صداي مرحوم خوانساري را يك صداي با صلابت و روح نواز و اهل دل يعني اصلا در خواندنش معلوم است كه اين رهرو منزل عشق است و ضمن اين كه يك متانت خيلي خوبي دارد اولا سبك خاص خودش را دارد يعني ميشود گفت كه يك صدايي است و يك طنين خاص خودش را دارد نحوه اجراي شعرش باز با سبك خاص خودش است و تكيه روي كلمات خيلي زيبا و در عين حال وضوح شعر ميشود گفت كه چشم گير است و جمعا استاد اديب خوانساري يكي از ذخاير قديمي آواز ما است . داريوش پير نياكان ، استاد دانشگاه تهران نقل مي كند : بيشتر آنهايي كه شيوه شاكر حبيب را شنيده اند ميگويند كه مرحوم اديب بر شيوه شاكر حبيب ميخوانده و مرحوم اديب تقريبا تاسي به آن دارد و در آواز از آن تقليد ميكند البته ميگويم اين استادان خودشان به يك جايگاهي از استادي كه ميرسند آن تاثيرات ذوق خودشان هم بر آن شيوه است. "برگرفته از برنامه آواي ايراني باكمي دخل وتصرف"
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:58 توسط كاوه باقری
|
تار سازي ايراني، داراي نشانه هايي از ويژگيهاي اصيل و سنتي و قومي ايران و از كامل ترين سازهاي زهي ايراني است. در اواخر قرن نوزدهم ميلادي در مصر مطرح گرديد. برخي آن را منسوب به فارابي دانسته اند. تار به شكل امروزي سابقه طولاني و دوري ندارد. تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته میشود. در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی محلی رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان بکار میرود.تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته میشود شکل کاسه آن مانند دو دل به هم چسبیده است، تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیمهای آن بیشتر است. تار با مضرابي متشكل از يك تيغه فلزي (از جنس فلز برنج) آميخته با موم نواخته مي شود و از لحاظ صدادهي از انواع كامل آلات موسيقي ايراني است. تار در اركستر از وظيفه اجراي ملودي تا پشتيباني سازها به خوبي برمي آيد، به خصوص كه انواع تار با سيم هاي بم را مي توان بكار گرفت.از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار میتوان به یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و آیتی و هنرمند گرامي فرهمند و رامين جزايري نام برد که ساز ساخته آنها هم ازلحاظ صنعت و زیبایی وهم از لحاظ صدادهی ستودنی است. آموزش ويژه تار 1- هنرجوی مبتدی برای تمرينات خود حتما" بايد از صندلی استفاده کند . زيرا تنها در اين صورت شرايط لازم فيزيكي برای تمرينات صحيح واصولی برای او فراهم خواهد شد . 2- به هنگام نشستن بر روی صندلی ، از تکيه دادن پرهيز شود وحتما"تقريبا"ازوسط صندلی استفاده شود . 3- قرار دادن پای راست بر روی پای چپ ويا استفاده از زير پايی برای دادن ارتفاع لازم به پای راست ضروری است . 4- تمرکز در جهت آرامش فيزيکی بدن وجلوگيری از هرگونه انقباض ، گرفتگی وسفت شدن عضلات بدن از مواردی است که در کليه مراحل تمرينات به صورت خيلی جدی بايد به آن توجه کرد . 1- قرار دادن نقاره روی ران پای راست . 2- زاويه دسته تار تقريبا"10 الی 15 درجه بالا تر از سطح افق قرار بگيرد . 3- دست راست به گونه ای روی کاسه تارتکيه کند که ساعد کاملا" از روی سيم گير عبور نمايد . 4- کف دست روبروی پوست کاسه تار ونرمه کف دست ( گوشت انتهای انگشت شست) بالا ی خرک قرار بگيرد . 5- با شل کردن بالا تنه ، پشت کاسه تار به قسمت سمت راست سينه تکيه نمايد . 6- با رعايت موارد فوق ( نقاره روی ران پا ، ساعد روی سيم گير و تماس سينه با پشت کاسه ) بدون استفاده از دست چپ ، تار کاملا" بايد در حالت تعادل قرار گرفته باشد . 1- چهار انگشت دست راست ( به جز انگشت شست ) کاملا"به يکديگر چسبيده ومجموع آنها در حالت خميده به سمت کف دست بايد قرار داشته باشند ، توجه شود که در کليه مراحل مضراب زدن ، اين چهار انگشت به هيچ وجه نبايد از هم جدا شوند . 2- انگشت اول (سبابه ) کمی باز شده وموم مضراب روی سر انگشت دوم قرار بگيرد وسپس انگشت اول به موم تکيه بدهد . 3- بند اول انگشت شست بدون فشار وصاف روی موم مضراب قرار بگيرد . توجه شود که در کليه مراحل تمرينات، انگشت شست نبايد خم شود ، زيرا اين عمل نشانگر وجود فشار در دست راست است که نسبت به رفع آن حتما" بايد توجه جدی کرد . 4- زاويه مضراب بايد کمی به سمت نقاره منحرف باشد ، زيرا در اين حالت : الف : بيشترين سطح تماس برخورد فلز مضراب با سيم ايجاد شده ودر نتيجه صدا دهی ساز نيز مطلوبترخواهد بود . ب: سطح برخورد فلز مضراب با سيم ها هميشه به صورت مماس خواهد بود و در نتيجه عبور مضراب از سيم ها پس از برخورد با آنهابه سهولت وراحتی انجام می پذيرد. 5- بعد از رعايت موارد فوق ، مضراب با زاويه ای به سمت نقاره از سه جهت ( انگشت اول ، انگشت دوم وشست ) به صورت کاملا"شل وبدون فشار ، مهار گرديده است . روش مضراب زدن برای تار: پس از قرار گرفتن دست راست روی کاسه و گرفتن مضراب به نحوی که در قبل گفته شد ، به وجود آوردن آرامش و جلوگيری از هر گونه انقباض در دست راست (کتف ، بازو و ساعد) از نکات اوليه مضراب زدن ميباشد.برخلاف آنچه که هنرجويان ميِپندارند ، هيچگونه نيرو يا فشاری برای عمل مضراب زدن نبايد اعمال شود (زيرا در اين صورت نوازنده ای که يک ساعت تار مينوازد بايد با خستگی عضلات مواجه شود که در واقع اين طور نيست.) اعمال هر گونه نيروی زائد و فشار در حين مضراب زدن ، نه تنها باعث سفتی دست راست خواهد شد ( در بخش آموزش دست چپ خواهيد ديد که انقباض دست راست باعث سفتی دست چپ نيز خواهد شد ) ، بلکه اثر منفی در صدا دهی ساز نيز خواهد داشت. تنها شيوه صحيح مضراب زدن استفاده از سنگينی و وزن دست راست ميباشد. برای رسيدن به اين مهم رعايت نکات ذيل ضروری است. 1- در تار حرکت از بالا به پايين مضراب را "راست " و از پايين به بالا را "چپ" مينامند. 2- قبل از مضراب زدن کف دست کاملا ً بايد به طرف پوست قرار داشته باشد. 3- بعضی از هنرجويان به غلط عادت دارند نوک مضراب را به سمت بالا نگه دارند . مضراب قبل از شروع حرکت به سمت بالا تقريباً بايد عمود بر سيمها قرار داشته باشد. 4- برای استفاده بهينه از وزن دست ، به هنگام مضراب زدن ، دادن ارتفاع لازم به دست راست (مضراب حداقل تا سيم بم بايد بالا بيايد.) ضروری است زيرا در اين حالت دست از حداکثر وزن و نيروی ثقل برخوردار ميباشد و به هنگام برخورد با سيم صدايی مطبوع ، عميق و حجيم به وجود خواهد آمد که باعث هيچگونه سفتی و فشار نيز در دست نخواهد شد. برخلاف آنچه که هنرجويان تصور ميکنند ، صدای قوی در تار ، ارتباطی به محکم زدن مضراب ندارد. ريشه به وجود آمدن صدای حجيم ، در انتقال صحيح نيروی ثقل و وزن دست به وسيله مضراب بر روی سيم ها ميباشد. واضح است که با ارتفاع کم مضراب ، به هيچ وجه نيروِيي به وجود نخواهد آمد و صداها پوک خواهند شد. هنرجويان بايد دقت نمايند که از مضراب زدن با ارتفاع کم اکيداً خووداری کنند. تاثير تمرکز بر روی نحوه انتقال نيروی ثقل دست به وسيله مضراب بر روی سيمها ، از نکات بسيار مهم در عمل مضراب زدن ميباشد و هنرآموزان بايد به صورت مدام اين امر مهم را به هنرجويان تذکر دهند. 5- پس از دادن ارتفاع لازم به دست و مضراب که اين عمل با چرخش کامل مچ به سمت بالا خواهد بود ، وزن دست را به يکباره با دادن زاويه لازم به مضراب ( برای جلوگيری از برخورد با سيمهای ديگر) بر روی سيمها ( DO ياSOL ) تخليه می کنيم و پس از برخورد مضراب با سيمها بايد توجه داشت که مضراب به هيچوجه پايين تر نرود و درست در زير سيمها توقف کند. 6- توجه شود در عمل مضراب زدن ، ساعد به هيچوجه روی سيم گير نبايد تغيير مکان بدهد. 7- تماس پوست نرمه کف دست با خرک ، به هنگام مضراب زدن ، در شکل گيری صحيِح اين عمل تاثير مثبت دارد. 8- سفت گرفتن مضراب باعث کندن سيمها و توليد صدای ناهنجار خواهد شد . مضراب بايد کاملاً شل باشد تا برخورد آن با سيمها به صورت مماس انجام شود. 9- هنرجويان ميبايست بين 2 تا 3 جلسه مطالبی را فقط با مضراب راست و به صورت کند ( از سريع و پشت سر هم مضراب زدن خودداری شود زيرا در اين صورت دست ، زمان لازم را برای دادن ارتفاع به مضراب نخواهد داشت.) تمرين کنند و سپس به مضراب چپ بپردازند. 10- برای مضراب چپ ، مضراب دقيقاً از زير سيم ها ( جاييکه مضراب راست خاتمه پيدا کرده بود.) به صورت شل که باعث کندن سيمها نشود ، به سمت بالا حرکت ميکند. پايان مسير حرکت مضراب چپ ، حداقل حدود سيم بم است . يعنی جاييکه حرکت راست بعدی شروع خواهد شد. برای رسيدن به بهترين نتيجه در نوازندگی تار وسه تار ، رعايت موارد ذيل در تکنيک دست چپ ، مهمترين نقش را ايفا ميکنند. قبل از هر چيز توضيح چند مورد ضروری می باشد. الف - با استقرار صحيح کاسه تار روی پا، وزن دسته تار به هيچ وجه روی دست چپ نوازنده نخواهد بود اما در سه تار وزن دسته روی دست چپ نوازنده ميباشد. ب - نحوه گرفتن ساز به گونه ای بايد باشد که پرده ها ، فقط از پشت دسته قابل رويت باشند . ج - زاویه نگاه هنرجو هميشه بايد به سمت دست چپ باشد. د - دست چپ در آرامش کامل باشد که این امر رابطه مستقيم با راحتی دست راست خواهد داشت . 1- وضعيت بازو ، ساعد و مچ دست : دست چپ به گونه ای بايد دسته ساز را بگيرد که ساعد و بازو به هيچ وجه حالت افتادگی نداشته باشند. به اين معنی که ساعد ، مچ و کف دست همگی در يک راستا و بازو جدا از تنه نوازنده ولی در امتداد آن قرار داشته باشند.برای اطمينان از صحيح بودن شکل بازو و ساعد ، هنگام گرفتن پرده RE ( زير خط اول حامل) بازو کاملا جدا از تنه هنرجو و ساعد با زاويه حدود 80 درجه نسبت به دسته بايد قرار داشته باشد و به هنگام حرکت دست به سمت پرده های انتهايی دسته ، در طول حرکت ساعد هميشه تقريباً عمود بر دسته ساز و بازو در امتداد تنه حرکت کند و به هنگام رسيدن به پرده SOL (بالای خط پنجم حامل ) ساعد با زاويه تقريبی 45 درجه نسبت به دسته و بازو به تنه هنرجو برخورد نمايد. 2- نحوه قرار گرفتن دسته ساز : دسته ساز بر روی قسمت سفت انتهای انگشت اول بايد قرارگيرد برای جلوگيری از لغزش و سر خوردن دسته ساز بر روی بند سوم انگشت اول ، دست بايد به گونه ای قرار گيرد که کمی شيب رو به بالا داشته باشد.بايد توجه داشت که در اين حالت انگشت اول بايد کاملاً آزاد باشد و دسته به هيچ وجه نبايد روی بند سوم انگشت اول تکيه کند زيرا در اين صورت از طول مفيد انگشت اول کاسته خواهد شد که نه تنها انگشت گذاری برای انگشت اول راحت نخواهد بود بلکه در حرکت انگشتان دوم و سوم نيز اثر نامطلوب ايجاد خواهد شد. 3- انگشت گذاری انگشت اول : به هنگام انگشت گذاری انگشت اول هر سه بند انگشت اول کاملاً خم شده و گوشت نوک انگشت اول پشت پرده قرار ميگيرد . بايد توجه شود که انگشت به هيچ وجه روی پرده نرود زيرا در اينصورت صدا خفه و نامطلوب خواهد بود. در اين حالت از حرکت انگشتان دوم و سوم به زير دسته بايد جداً پرهيز شود که اين خود نشانه فشار زائد دست چپ ميباشد. در اين حالت به هنگام انگشت گذاری بر روی سيم DO ، انگشتان دوم و سوم بايد روبروی سيم DO ، و به هنگام انگشت گذاری بر روی سيم SOL ، انگشتان ديگر بايد روبروی سيم SOL قرار داشته باشند. 4- وضعيت شست: شست دست چپ هميشه از اين قوانين پيروی ميکند . الف - هر جا که انگشت اول قرار بگيرد ، شست نيز پشت همان پرده قرار ميگيرد. ب - هرگونه خم شدن شست نشان از فشار زائد روی دسته ساز است که در آينده موجب کندی در حرکت دست چپ خواهد شد . ج - بين انتهای شست و محل قرار گرفتن دسته ساز روی دست ، فضايی به اندازه عبور يک خودکار بايد وجود داشته باشد. د - به هنگام حرکت دست در امتداد دسته ، شست هميشه بايد به موازات انگشت اول روی دسته ساز سر بخورد. 5- روش انگشت گذاری برای انگشتان دوم و سوم : به هنگام انگشت گذاری انگشت دوم ، انگشت اول و به هنگام انگشت گذاری انگشت سوم ، انگشت اول و دوم ، حتماً بايد در محل استقرار خود ثابت بوده و به هيچ وجه از روی پرده های مربوطه بلند نشوند ( مگر دستوری اين قانون را نقض کند.) عادت به اين تکنيک نقش بسيار مهمی در توانمندی دست چپ ايفا می کند.لازم به ياد آوری است که خم شدن بند انگشتان و قرار گرفتن گوشت نوک انگشتان در پشت پرده ها ، همانند تکنيک انگشت گذاری انگشت اول ، برای انگشتان دوم و سوم نيز صدق می کند.در اين نوع انگشت گذاری ، در اوائل تمرينات ممکن است کمی فشار به دست چپ وارد شود که ناشی از باز شدن فاصله بين انگشتان است که امری طبيعی است ، ( مانند فشاری که ژيمناستها برای باز شدن فاصله بين دو پای خود به پاهايشان وارد میکنند.) و با ادامه تمرينات برطرف خواهد شد. 6- نحوه برداشتن انگشتان از روی پرده ها : به هنگام برداشتن هر انگشت از روی هر پرده بايد توجه داشت که انگشت فقط سيم را بايد رها کند و چند ميلی متر به صورت عمودی از سيم فاصله بگيرد و به هيچ وجه عقب تر نرود.به علت خسته شدن انگشتان تحت فشار وارده برای گرفتن پرده ها ، به هنگام بلند شدن انگشت از روی پرده ، ميل به عقب رفتن انگشتان وجود خواهد داشت که بايد جداً از آن جلوگيری کرد تا اين امر تبديل به يک عادت نشود . این قضيه در سرعت انگشت گذاری يک نوازنده نقش بسيار مهمی دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 13:38 توسط كاوه باقری
|
تا دوهفتهي ديگر سالن تئاتر "تونيولو"ي ونيز در ايتاليا ميزبان همايون شجريان و گروه "دستان" ميشود. به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اجرا براي روز پنجشنبه 24 ژانويهي 2008 - چهارم بهمنماه - ساعت 21 از سوي خانهي فرهنگ ايرانيان در ايتاليا تدارك ديده شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 16:13 توسط كاوه باقری
|
با تشكر از m_sh ومحبتي كه نسبت به بنده دارن بايد خدمتتان عرض كنم كه به دليل يه سري ملاحظات از قرار دادن موسيقي و آواز در وبلاگ معذورم اگر به آوازهاي استاد طاهرزاده علاقه منديد مي توانيد با من تماس بگيريد اميدوارم كه بتونم كمكتان كنم. عكس هايي از طبيعت زيباي تويسركان منطقه سرابي آلاچيق:
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:15 توسط كاوه باقری
|
سيد حسين طاهرزاده سال تولد:1261 محل تولد:اصفهان وي فرزند سيد طاهر تويسركاني بود. پدر، او را از تويسركان وهمدان براي تحصيل در حوزه علميه اصفهان به مدرسه صدر آن شهر برد. او در سال هاي آخر عمر چاپخانه اي به نام سپهر در تهران داير كرد وچند ماهي نيز عضو شوراي عالي موسيقي راديو بود. اين شورا براي اصلاح وضع آشفته موسيقي راديو با اختيارات تام وبر حسب مصوبه هيئت وزيران وقت تشكيل شد و از پانزدهم فروردين ماه 1334 آغاز به كار كردونزديك به چهار ماه براي سروسامان بخشيدن به وضع موسيقي راديو فعاليت كرد ولي بر اثر اعمال نفوذ برخي افراد وديوان سالاري اداره كل تبليغات كه راديو را زير نظر داشت ونيز كارشكني عده اي كه اختياراتشان محدود شده بود به تدريج از كار مايوس شد وجلسات آن تعطيل گرديد. اعضاي اين شورا عبارت بودند از حبيب الله شهردار(مشير همايون)، سيدحسين طاهرزاده ، ابوالحسن صبا ، روح الله خالقي، موسي معروفي ، علي اكبر شهنازي و جواد معروفي.
سيد حسين طاهرزاده خواننده ومؤسس سبك مسلط خوانندگي موسيقي ايراني درقرن حاضر، اوشاگرد غيرمستقيم سيد عبدالرحيم اصفهاني وبهره برده از آواز وساز استادان وداراي خلاقيت فوق العاده وقريحه ي عالي هنري وتوانايي بيان وتسلط به ارائهي بليغ مطالب كه ازآثار او مي توان به يك سلسله صفحه هاي گرامافون ، يك دوره نوارهاي خصوصي همراه تار و سه تار نورعلي برومند اشاره كرد. شاگردان غيرمستقيم وي قمرالملوك وزيري، اديب خوانساري و... محمدرضا شجريان وانتقال دهنده شيوه هاي بلاغي بيان او: نورعلي برومند و نورالدين رضوي سروستاني بوده اند.سيد حسين طاهرزاده در شهريور 1334 درگذشت.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:37 توسط كاوه باقری
|
سلام قبل از هر چيز ماه محرم و سالگرد شهادت امام حسين (ع) ويارانش را به شما و دوستداران آن حضرت تسليت مي گويم . من اين وبلاگ را تازه راه اندازي كردم واگه قلم ياري كنه قصد دارم مطالبي در مورد موسيقي سنتي و پيوند آن با فرهنگ و تمدن ما و فراز ونشيبهايي كه در طول تاريخ وخصوصا بعد از انقلاب بر آن وارد شده مطالبي در آن درج كنم. در عين حال گريزي به موضوعاتي ديگر هم خواهيم زد خصوصا طبيعت و كوهنوردي كه من خود شخصا شيفته آن هستم وهر از چند گاهي با دوستان سري به كوههاي اطراف شهرمان مي زنيم خصوصا حالا كه برف هم باريده و كوه دوصد چندان زيباتر شده. اميدوارم شما دوستان خوب با نظرات و پيشنهادهايتان مرا در اين راه ياري كنيد متشكرم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 12:44 توسط كاوه باقری
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
نویسندگان
دوستان
غزلیات مولانا مستانه موسیقی ایرانی برنامه گلها فرشته زمینی دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم اکسیر تار و سه تار خرد ایرانی ای عشق مدد کن عشق پنجره جویبار لحظه ها جاریست دل مجنون آريا بوم هنر و موسيقي گلهاي رنگارنگ نواي سياوش خانه موسيقي ديوان اشعار پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ همايون شجريان اساتيد آواز ايران دل آواز استاد محمدرضا شجريان سرود مهر آرشیو وبلاگ دوستان آرشیو
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
|
